ارتباطی بهتر در دنیای امروز



روابط در خلاء ایجاد نمی‌شوند. رابطه بین دو انسان احساسی که تجربیات قبلی، سابقه و انتظارات خود را به میان می‌آورد ایجاد می‌شود. دو آدم مختلف که سطح متفاوتی از مهارت در مسائل ارتباطی دارند. اما ارتباط بهتر، ازآنجاکه یک مهارت است، یادگرفتنی است.

متداول‌ترین باور غلط درمورد مهارت گفتگو در ارتباط این است که چون با طرفتان حرف می‌زنید، این یعنی گفتگو دارید. بااینکه حرف زدن با طرفتان شکلی از ارتباط است اما اگر درمورد موضوعات روزمره (حال بچه‌ها چطور است؟ کار چطور بود؟ مادرت چطور است؟) باشد، درواقع درمورد موضوعات مهمی گفتگو نکرده‌اید. اینجا می‌خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور با رویی گشاده‌تر با طرف‌مقابل خود صحبت کنید. گفتگو هم می‌تواند دلیل شکل گرفتن یک ارتباط باشد هم برهم خوردن آن. از همین امروز می‌توانید با به کار گرفتن بعضی از این نکات، ارتباطاتتان را ارتقا بخشید.

۱. صبر کنید و گوش دهید.

چند بار تابحال این را از اینطرف و آنطرف شنیده‌اید یا در مقالات مختلف خوانده‌اید؟ به نظرتان عمل کردن به آن در موقعیت تا چه اندازه سخت است؟ درست است، خیلی سخت‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. وقتی وسط یک بحث جدی هستیم، کنار گذاشتن نظر خودمان و صبر کردن برای شنیدن حرف‌های طرف‌مقابلمان واقعاً کار سختی است. خیلی اوقات از اینکه کسی به حرف‌هایمان گوش ندهد می‌ترسیم به همین دلیل برای گفتن آنها عجله داریم. چنین رفتاری برعکس رغبت اطرافیان برای شنیدن حرف‌های ما را کمتر می‌کند.

۲. خودتان را مجبور به گوش دادن کنید.

حرف زدنتان را قطع کرده‌اید اما هنوز ذهنتان از همه چیزهایی که می‌خواهید بگویید مغشوش شده است به همین دلیل حرف‌های طرف‌مقابلتان را نمی‌فهمید. متخصصین تکنیکی دارند که خیلی خوب برای مجبور کردن خودمان به گوش دادن عمل می‌کند: بیان کردن حرف طرف‌مقابل با عباراتی دیگر.

البته اگر اینکار زیاد یا با لحنی که نشان دهد مسخره‌شان می‌کنید، انجام شود ممکن است باعث ناراحت شدن طرف‌مقابل شود. پس از این تکنیک هرازگاهی استفاده کنید و اگر طرفتان پرسید چرا اینکار را می‌کنید به او بگویید که «فکر می‌کنم بعضی‌وقت‌ها نمی‌فهمم چه می‌گویی و اینکار باعث می‌شود ذهنم را کندتر کرده و سعی کنم حرفت را بهتر بفهمم.»

۳. با طرفتان روراست و صادق باشید.

بعضی آدم‌ها خیلی درمقابل دیگران گشاده رو نیستند. خیلی‌ها حتی خودشان را هم خوب نمی‌شناسند و درمورد نیازها و خواسته‌های خودشان اطلاع چندانی ندارند. اما وارد یک رابطه شدن یعنی یک قدم برای پرده برداشتن از زندگی‌تان بردارید.

دروغ‌های کوچک تبدیل به دروغ‌های بزرگ می‌شوند. پنهان کردن احساساتتان شاید برای خودتان اثر کند اما برای دیگران عمل نمی‌کند. وانمود کردن اینکه همه چیز خوب است اصلاً خوب نیست. سکوت کردن هم واقعاً کاری بی تاثیر است. شاید قبلاً این کارها برایتان جواب داده باشد اما همه آنها موانع بدی بر سر راه ارتباط خوب هستند. برای داشتن ارتباطی عالی باید بتوانید درمورد چیزهایی که هیچوقت درموردشان حرف نزده‌اید، با این فرد حرف بزنید. باید با طرفتان صادق و روراست باشید، حتی خودتان را برای ناامید شدن و آسیب دیدن هم آماده کنید.

۴. به پیام‌های غیرکلامی توجه کنید.

بیشتر ارتباط ما با همدیگر در دوستی‌هایمان، چیزی که به زبان می‌آوریم نیست، بلکه نحوه به زبان آوردن آن است. ارتباط غیرکلامی زبان بدن شماست، لحن صدایتان، ارتباط چشمی‌تان و فاصله‌ای که موقع حرف زدن با کسی حفظ می‌کنید. اینکه یاد بگیرید بهتر گفتگو کنید یعنی بفهمید چطور این پیام‌ها را تشخیص داده و حرف‌های طرف‌مقابل را نیز بشنوید. خواندن پیام‌های غیرکلامی طرف‌مقابلتان نیازمند زمان و صبر زیاد است اما هر چه بیشتر تمرین کنید، مهارتتان بالاتر خواهد رفت. در زیر به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم:

  • دست به سینه جلو کسی ایستادن یعنی حالت دفاعی گرفتن.
  • برقرار نکردن ارتباط چشمی ممکن است به این معنی باشد که چندان علاقه‌ای به حرفی که می‌زنید ندارید، از چیزی خجالت می‌کشید یا حرف زدن درمورد آن موضوع برایتان سخت است.
  • لحن بلندتر و خشن‌تر به این معنی است که فرد شدت بیشتری به گفتگو داده و درگیری احساسی خود را بیشتر کرده است. ممکن هم هست که به این دلیل باشد که فرد تصور می‌کند کسی به حرف‌های او گوش نمی‌دهد یا حرف‌هایش را نمی‌فهمد.
  • کسی که موقع حرف زدن رویش را از شما برمی‌گرداند ممکن است نشانه عدم علاقه او به حرف زدن با شما باشد.

همانطور که سعی در خواندن پیام‌های غیرکلامی فرد مقابل می‌کنید، مراقب پیام‌هایی که خودتان می‌فرستید هم باشید. همیشه با فردمقابل ارتباط چشمی ایجاد کنید، لحن صدا و وضعیت قرارگیری بدنتان خنثی باشد و روبروی طرفتان بنشینید.

۵. موضوع بحثتان را متمرکز نگه دارید.

گاهی اوقات بحث و تبادل‌نظر به مشاجره می‌انجامد که ممکن است بعد حتی موضوعات غیرمرتبطی هم وسط کشیده شود. برای احترام گذاشتن به همدیگر و رابطه‌تان، می‌بایست در گفتگوهایتان بسیار متمرکز به موضوع صحبت کنید. بااینکه به میان آوردن همه چیزهای پیش‌پا افتاده و نامربوط به بحث کار آسانی است، اما به هیچ وجه این کار را نکنید. اگر موضوع بحثتان این است که کدامتان امشب شام درست کنید، موضوع را گسترده نکرده و درمورد اینکه چه کسی در خانه چه کاری انجام می‌دهد یا نه یا چه کسی مسئول چیست حرف نزنید.

بحث‌های اینچنینی به مرور بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوند. بالاخره یک نفر باید تلاش کرده و بحث را ببندد، حتی اگر به قیمت ترک کردن آن محیط باشد! اما دقت کنید که هر عملی که انجام می‌دهید یا حرفی که می‌زنید، کاملاً محترمانه باشد

بازاریابی ارتباطی

 

تعریف بازاریابی ارتباطی
عبارت است از ایجاد، تقـویت، گسترش و حفظ ارتباطی طولانی مدت و محکم با هر یک از مشتریان، مخاطبان و گروه های ذینفع برای دست یابی به منافع متقابل.

ابعاد بازاریابی ارتباطی

1- اتصال دو جانبه بر مبنای منافع مشترک (Bonding)

2- همدلی و توانایی درک موقعیت از نظر طرف مقابل (Empathy)

3- همکاری و کمک متقابل (Reciprocity)

4- اعتماد و اطمینان (Trust)

ویژگی های روابط با مشتریان

1- شخصی و دوستانه باشد.

2- تعاملی و دو سویه باشد.

3- شامل مبادله کالا و خدمات نیز باشد.

4- مدل رابطه “ برنده – برنده “ باشد.

5- بین دو طرف اعتماد وجود داشته باشد.

6- نهایتاً به وفاداری و شراکت مشتری منجر شود.

 

شش سوال متداول در خصوص CRM

1- مدیریت ارتباط با مشتری یعنی چه ؟

2- چه فعالیت هایی باعث ارتباط با مشتری می شود؟

3- ارتباط با مشتریان چگونه اندازه گیری می شود؟

4- با کدام دسته از مشتریان باید ارتباط برقرار گرد؟

5- ارتباط با مشتریان چگونه بهبود می یابد؟

6- استراتژی های مدیریت ارتباط با مشتریان چگونه طراحی و تدوین می شود؟

تعریف اصلی مدیریت ارتباط با مشتری:Customer Relationship Management

مدیریت ارتباط با مشتریان مجموعه فعالیت هایی است که یک بنگاه اقتصادی به منظور شناسایی، پیدا کردن، جذب، توسعه و حفظ وفاداری مشتریان سودآور به وسیله ارائه کالاها و خدمات مناسب در زمان مناسب و با هزینه مناسب انجام می دهد.

ویژگی های مدیریت ارتباط با مشتریان

1- مدیریت ارتباط با مشتریان نوعی دیدگاه یا استراتژی بازاریابی است که به موجب آنهدف از عملیات بازاریابی نه فقط افزایش حجم مبادلات و توسعهداد و ستد بلکه افزایش دو جانبه و دو سویه سودآوری و رضایت ودرآمد برای مشتری و بنگاه اقتصادی است.بنـابـرایـن مدیریت ارتباط با مشتریان فرآینـدی است که در طول دوران یا چرخـهعمر محصـول (PLC) ، فـراسوی واحد فروش و فراگیرنـده کلیهعملیات و فعالیت های سازمان در ارتباط با مشتری است.   

2- مدیـریت ارتبـاط بـا مشتـری، مجمـوعه ای ازمتدولـوژی هـا، فرآیندها، نرم افزارهـا، اصول وروشها و . . . است که به موسسات و شرکت هادر مـدیریت مـوثـر و سـازمان یـافته ارتباط بامشتریانشان کمک می کند.

3- مدیـریت ارتبـاط بـا مشتری یعنی ایجاد، حفظو توسعـه روابـط نـزدیک و صمیمی با مشتریانسـودآور از طـریق استفـاده منـاسب از فناوری اطلاعات و ارتباطات

4- مدیـریت ارتبـاط بـا مشتـری، نوعی استراتژیسازمانی جهت ایجاد، حفظ و توسعـه ارتباطاتبلنـد مدت و سـودآور بـا مشتـریـان است بـهگـونه ای کـه فعالیت های سازمان حـول محورتامین نیاز و رضایت مشتریان متمرکز و یکپارچهگردد.

5- مدیریت ارتباط با مشتری، به مجموعه فرآنیدها و سیستم هایی اطلاقمی گردد که
فعالیت های فروش، بازاریابی، خدمات مشتریان، تماسهاو پشتیبانی ها را جهت اداره بهتر ارتباطات و تعاملات با یکدیگرترکیبکرده و ابزاری جهت شناسایی، تجزیه و تحلیـل و
تصمیـم گیـری درمورد سابقه مشتری،  فروش محصول، سـودآوری، پیگیـری، مدیریت
برنامه ها، مدیریت تماس ها ، وضعیت سفارشات و نهایتاً عایـدات رابه دست می دهد.

6- مدیریت ارتباط با مشتریان روابط بین شرکت و مشتریان، شرکای تجاری، عرضه کنندگان و کارمندان را تسهیل می کند.

7- مدیریت ارتباط با مشتریان نوعی استراتـژی بـرای دانستن بیشتـر در مـورد مشتریان، نیازها و رفتار تجاری آنهاست. مدیریت ارتباط با مشتریان از طریق ارتباطات بیشتر و قوی تر با مشتری و به کمک دانش IT ، نیازهای مشتری را بهتر درک می کند و با تامین آنها سود بنگاه را افزایش میدهد.

مدیریت ارتباط با مشتریان مشتمل بر موارد زیر است :

 1- خودکارسازی فرآیندهای فروش، بازاریابی و خدمات مربوطه

2- افزایش کارآیی فرآیندهای فوق و تحصیل رضایت مشتری

3- پردازش وظیفه بندی اطلاعات مشتری و ایجاد نوعی هوشمندی

4- تحصیل درآمد بیشتر از هر مشتری و افزایش سود بنگاه

5- ایجاد تعـاملات تعـریف شده و پیش بینی شـده با وضعیت هرمشتری خصوصاً مشتریانمهم و عمده

اهداف اصلی و مهممدیریت ارتباط با مشتریان

1.      تامین کالاها و خدمات منطبق با نیازهای مشتری

2.      ارتقای کیفیت کالاها و خدمات فراتر از نیاز مشتری

3.      کمک به فعالین فروش و تسریع در رسیدن به هدف

4.      حفظ مشتریان فعلی و دسترسی به مشتریان جدید

5.      سفارش کردن محصولات و خدمات برای مشتریان منحصر به فرد

6.       شناسایی و تامین هر محصولی که مورد توجه مشتری است.

7.      تمرکز بر مشتریان پر سود و محکم کردن ارتباطات

8.      اعطای خدمات ویژه به مشتریان پر سود

9.      تجمع و هماهنگ سازی اطلاعات مشتری

10.  خود کارسازی فرآیند فروش و تقویت عوامل فروش با اطلاعات بههنگام از مشتری

11.  افزایش درآمد حاصل از فروش بخاطر صرفه جویی در کسب اطلاعاتدر خصوص مشتری

12.  بهبود روابط با مشتریان ( در فرآیند فروش )

13.  افزایش سود برای بنگاه و مشتری ( برنده –برنده )

14.  افزایش رضایت مشتری

15.  کاهش کلی هزینه های فروش و بازاریابی (Burnett)

16.  شناسایی ارزش های مورد نظر هر بخش (Segnent)

17.  درک اهمیت نیازهای بخش های مختلف

18.  ارائه کالا یا خدمت به هر بخش به گونه ای که ارزش های موردانتظار آنها را برآورد سازد.

19.  اندازه گیری نتایج عملیات ( محاسبه CSI )

20.  بهبود فرآیند ارتباط با مشتریان واقعی

21.  ارائه محصولات صحیح (منطبق با نیاز) به هر مشتری

22.  به کـارگیری کانـال های توزیع صحیح و کارآ در ارتباط با هرمشتری

23.  تحویل کالا به هر مشتری در زمان و مکان مناسب(Swift)

24.  سفارش سازی (Customization)– تولید محصول خاصبرای رفع نیاز مشتری خاص و درشرایط خاص

25.  ارتباطات شخصی، دوستانه و عاطفی بجای ارتباطات مبتنی بر دادو ستد با مشتری

26.  حمایت از مشتری و ارائه خدمات بعد از فروش در تعقیب هدفنهایی وفادارسازی مشتری

27.  افزایش درآمد

·        شناخت فرصت های جدید تجاری

·        کاهش فرصت های از دست رفته

·        کاهش فرار مشتریان

28.  ایجاد وفاداری در مشتریان

·        بهبود خدمات به مشتریان

·        بهبود تصویر سازمان

29.  کاهش هزینه ها

·        ذخیره اطلاعات سازمان

·        کاهش دوباره کاری های بازاریابی

پنج کلید طلایی موفقیت


افراد موفق ھیچگاه منتظر فرصتھا نمیمانند، بلکه آنھا فرصتھا را میسازند. به خاطر اینکه آنھا کاملا به این موضوع واقفاند که چه
نوع زندگیای را دوست دارند بسازند.
1. شروع کنید
بعضی اوقات تنھا فرق بین افراد موفق و غیرموفق این است که افراد موفق این شجاعت را دارند که شروع کنند و و به جلو حرکت کنند
تا به ھدفشان برسند.
2. فرصتسازی کنید و فرصتسوزی نکنید
افراد موفق ھیچگاه منتظر فرصتھا نمیمانند، بلکه آنھا فرصتھا را میسازند. به خاطر اینکه آنھا کاملا به این موضوع واقفاند که چه
نوع زندگیای را دوست دارند بسازند. به محض اینکه شما راه خودتان و ھدفتان را مشخص کردید بینھایت فرصت را تجربه خواھید
کرد که به شما کمک خواھند کرد در مسیری رو به جلو حرکت کنید.
3. از مشکلات اول راه نترسید
خیلی از افراد بھ دلیل نداشتن توانی که لازمه رسیدن به اھدافشان است، میل به ترقی ندارند ولی ھمه ما وقتی شروع به انجام کاری
میکنیم در ھر زمینھای، دانش و تجربھای داریم. ھمیشه وقتی شروع به کاری میکنیم در ابتدا کمی احساس گیجی و ناواردی میکنیم و
طی انجام آن تجربه کسب میکنیم و کمکم اعتماد به نفسمان افزایش مییابد. ھنگامی که تواناییھایمان  دانش و تجربه  را برای رسیدن
به اھداف افزایش میدھیم، ھرچه قدر سرعتمان در به دست آوردن آنھا بالا برود، با سرعت بیشتری به سمت ھدفمان و دسترسی به آن
حرکت خواھیم کرد.
4. مسوولیتپذیر باشید
رھبری یعنی توانایی رسیدن به نتیجه شما وقتی به نتیجه میرسید که مسوولیت کارتان را به عھده بگیرید. پذیرفتن مسوولیت رھبری
کارھایتان شما را قادر میسازد تا به جلو حرکت کنید و عمل کنید. وقتی از کار یا درآمدتان راضی نیستید، اگر بنشینید و برنامه ھای برای
تغییر آن بنویسید و سپس به برنامھتان عمل کنید، بدون اینکه منتظر موافقت و اجازه دیگران باشید، شما قطعا مانند یک رھبر عمل
کردهاید.
5.پافشاری داشتھ باشید
بین شما و ھریک از اھدافتان یکسری از مشکلات وجود دارد. ھرچه ھدفتان بزرگتر باشد، مشکلاتتان ھم بزرگتر است. شما
وقتی تصمیم به انجام کاری گرفتھاید، باید خودتان را برای روبه رو شدن با سختیھا و چالشھایی که خارج از برنامھتان به وجود میآید،
آماده کنید. بعضی اوقات تنھا سرمایه با ارزشی که شما نسبت به دیگران خواھید داشت این است که ادامه دھید و به انجام کارتان
پافشاری کنید. وقتی به اطرافتان نگاه کنید، خواھید دید ھمه ھدفھا از طریق پافشاری و ادامه دادن است که به نتیجه میرسند. زنان و
مردانی را خواھید دید که برای غلبه کردن به مشکلات و سختیھا در تقلا ھستند و به جای آن ھمه تقلا به چیزھایی دست خواھند یافت
که برایشان بسیار بااھمیت است.

متداولترین پرسشها

پرسیدن متداولترین و در عین حال ساده ترین مھارت ھاست
مقدمه:
پرسیدن متداولترین و در عین حال ساده ترین مھارت ھاست.جمع آوری اطلاعات،برقراری ارتباط از مھمترین اھداف استفاده از این
مھارت ھستند.پرسش ھا می توانند به صورت کلامی یا غیرکلامی باشند؛مثلا بیان جمله ی "می توانید بیشتر توضیح دھید؟" نشانگر این
است که از طرف مقابل انتظار داریم صحبت خود را ادامه دھد(علایم کلامی)؛یا ھنگامی که در جمعی صحبت می کنیم پس از اینکه از
شخصی سئوال پرسیدیم،می توانیم با اشاره چشم و سر این سئوال را از دیگران بپرسیم.مع ذلک پرسش ھای غیر کلامی کمتر به تنھایی
در تعاملات به کار می روند و بیشتر ھمراه پرسشھای کلامی مانند پایین یا بالا بردن تن صدا در پرسش، استفاده می شوند.
کارکرد ھای پرسش:
پرسش به فراخور بافت تعامل،کارکردھای مختلفی دارد که نوع پرسش تعیین کننده ی میزان تحقق این کارکردھاست از طریق این
مھارت می توان نیازھای شخص مقابل را شناسایی و آنھا را برآورده ساخت مانند یک بازاریاب،فروشنده یا حتی یک پزشک. اما
کارکردھای اصلی پرسش عبارتند از:
١)کسب اطلاعات
٢)کنترل تعامل
٣)ایجاد علاقھ و کنجکاوی
۴)تشخیص مشکلات طرف مقابل
۵)ابراز علاقه به طرف مقابل
۶)تعیین نگرشھا،عقایدواحساسات طرف مقابل
٧)به حداکثر رساندن فعالیت طرف مقابل
٨)سنجش میزان دانش پاسخ دھندگان
٩)تشویق تفکر انتقادی و ارزیابی
١٠ )تشویق اعضای گروه به اظھار نظر در مورد پاسخ ھای دیگران
11 )جلب توجه اعضای گروه از طریق پرسش ھای غیر مترقبه.
البته باید گفت از پاسخ ھا مشخص می شود که آیا به اھداف خود دست یافته ایم یا خیر.بنابراین مفید بودن پرسش به مفید بودن پاسخ آن بر
می گررد.
انواع پرسش:
پرسش ھا با توجه به زمان،مکان و نحوه ی به کارگیری طبقه
بازاریابی متفاوت است. حال به بررسی بعضی از این دسته ھا می پردازیم:
١)پرسش ھای ھدایت کننده : با مطرح نمودن اینگونه سئوالات، از شخص مقابل انظار پاسخی خاص و معینی داریم. به بیان دیگر این
پرسش ھا، پاسخ دھنده را به سوی پاسخ مورد نظر ھدایت می کنند. از کاربرد ھای این نوع پرسش می توان به موارد ذیل اشاره نمود :
الف)شروع تعامل: این دستھ از پرسش ھای ھدایت کننده برای شروع گفتگوھای اجتماعی کاربرد دارند و از ویژگی ھای آن می توان به
داشتن پاسخی معین و معمولا صحیح اشاره نمود. مثلا"چه روز سردی است؟"
ب)تحت فشار قرار دادن شخص مقابل: اینگونه از پرسش ھا بدون توجه به احساسات و افکار پاسخ دھنده با تحت فشار قرار دادن او،فقط
دارای یک جواب است.مثلا"طرفدار کمونیست که نیستید؟"
ج)پرسش ھای جھت دار:اینگونه پرسش ھا به نحوه ی بیان بسیار تاکید می کنند. ھدف استفاده از اینگونه سئوالات ،تغییر جواب با بھره
گیری از بازی لغات است. مانند پژھشی که در مورد داروھای ضد درد انجام شد.در این تحقیق از آزمودنیھا در دو گروه سئوالات زیر
مورد پرسش قرار گرفت.
آیا اغلب سر درد دارید ودر این صورت ھر چند مدت یکبار؟ A)
آیا گاھی سر درد دارید،در این صورت ھر چند مدت یکبار؟ B)
که با "گاھی" بیان شده بود،عدد B ٢ در ھفتھ گزارش شد و برای سئوال / که با "اغلب" مورد بیان قرار گرفته بود،عدد ٢ A برای سئوال
٠ در ھفتھ بود. / بدست آمده ٧
( با نظر به مطالب فوق نتیجه می گیریم:استفاده درست از کلمات در پرسش ھا باعث کسب پاسخ مورد نظرمان می شود.(لافتوس، ١٩٧۵
٢)پرسش ھای مرکب:اینگونه از سوالات از ترکیب چند سئوال تشکیل می شوند.این پرسش ھا وقتی مفید ھستند که علی رغم
کمبودوقت،باید از طرف مقابل جوابی بگیریم.اما اغلب پرسش ھای مرکب باعث گیجی و سردرگمی
پاسخ دھنده می شود؛چراکه او نمی داند،اول به کدام یک پاسخ دھد.
مثلا:"امروز وقت آزاد دارید؟بریم سینما؟اصلا فیلم دوست دارید؟"
٣)پرسش ھای تسجیلی:در این گروه از پرسش ھا از طرف مقابل انتظار پاسخ نمیرود،زیرا خود سخنگو به آن ھا پاسخ خواھد داد.ھدف
از بیان این نوع پرسش جلب توجه و جذب مخاطب و ھمچنین یادآوری اطلاعات توسط آنان می باشد.مانند"کیست که خدا را نشناسد؟"
۴)پرسش ھای غیر کلامی:سئوالات غیرکلامی از طریق حالات و حرکات چھره و بدن مطرح می شوند.کاربرد این پرسش زمانی است
کھ به علت کمبود وقت یا دلایل دیگر،نیاز است صحبت ھای شخص مقابل قطع نشود.مانند بالا بردن ابروھا و بیان کلمه ی "اھوم" کھ
( شخص مقابل را بھ ادامه ی تعامل ترغیب می کند.(کریس کول، ١٩٩۵
نتیجھ گیری:
آگر درصدد به دست آوردن اطلاعات،عقاید و حتی حقایقی ھستید،باید سئوالات خود را با لحنی غیرمغرضانه
مطرح کنید تا در طرف مقابل حساسیت ایجاد نکند.طرف تعامل تنھا زمانی مایل است و می تواند اطلاعات مورد نیازتان را ارائه نماید
که به اندازه کافی احساس آرامش کند.پس باید اینطور بیان نمود طرح پرسش بجا و مناسب یک ھنر است،ھنری که با علم و تجربه
حاصل می شود.

چرا باید در دست دادن پیش‌قدم شد؟ 
پژوهش‌های عصب‌شناسی جدید اعتقادات کهن در خصوص قدرت و تاثیر دست دادن را در برقراری تعاملات اجتماعی تایید می‌کنند.
بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته در موسسه بکام، غریبه‌ها، احساس بهتری نسبت به افرادی که در دست دادن با آن‌ها پیش‌قدم می‌شوند دارند.

دست دادن قاطع و دوستانه همواره در دنیای تجارت به عنوان روشی جهت برانگیختن حس بهتر اولیه توصیه شده است.

این رفتار اجتماعی همچنین از زمان‌های باستان برای نشان دادن این موضوع به غریبه‌ها مبنی بر عدم داشتن سلاح مورد تاکید بوده است.

دستاوردهای دانشمندان حاضر در این تحقیق اساسی علمی را برای این اعتقادات سنتی در خصوص اهمیت نقش دست دادن در تعاملات اجتماعی یا تجاری ارائه می‌دهند.

در پژوهش صورت گرفته تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (fMRI),، ضریب هدایت پوست و پاسخ‌های رفتاری از 18 داوطلب زن و مرد گردآوری شد.

این افراد به فیلم‌های ویدیویی غیرکلامی شامل تعاملات میزبان-میهمان در یک محیط تجاری نگاه می‌کردند.

تحلیل داده‌های fMRI بر نواحی از مغز در شبکه شناختی اجتماعی تمرکز داشتند و یافته‌ها نشان‌دهنده حساسیت افزایش یافته نسبت به رویکرد دست دادن و نه رفتار پرهیزگونه در نواحی آمیگدال و superior temporal sulcus مغز بودند. این نواحی با سنجش مثبت و اثر مثبت دست دادن مرتبط هستند.

به علاوه، nucleus accumbens که یک ناحیه پردازشگر پاداش در مغز است، فعالیت بیشتری را برای دست دادن نسبت به شرایط فاقد این عمل نشان داد.

بر اساس گفته‌های دانشمندان حاضر در این پروژه، مناطق شبکه شناختی اجتماعی به هنگام ارزیابی مقاصد و نیت افراد مورد استفاده بوده و اشخاصی مانند افراد مبتلا به اوتیسم دارای مشکل در برقراری تعامل، از توانایی پاسخ اندک در این ناحیه برخوردارند.

در این پژوهش فیلم‌هایی که افراد نمونه موردی مشاهده کردند دارای اشخاص انسانی زنده در محیطی با تعامل تجاری بودند. این اشخاص شامل یک میهمان و یک میزبان بودند که برای نخستین بار با یکدیگر برخورد داشتند.

استفاده از فیلم‌های ویدیویی زنده با اشخاص انسانی که در یک بافت اجتماعی تعریف شده با یکدیگر تعامل داشتند گامی بزرگ در این نوع مطالعه به شمار می‌آید.

مطالعات پیشین در زمینه بررسی تعاملات اجتماعی از آمار به جای محرک‌های اجتماعی زنده استفاده کرده بودند و یا فقط بر چهره تمرکز داشتند.

جزئیات این مطالعه در مجله Cognitive Neuroscience انتشار یافته است.

مشخصات بازارياب

مشخصات اولیه مورد نیاز فرد بازاریاب و نکاتی که وی می‌بایست در نظر داشته باشد:

1.       مشخصات ظاهری و فردی

1.1.    آراستگی ظاهر

1.2.    نظم و وقت‌شناسی

1.3.    صبر و شکیبائی

2.       دانش عمومی

2.1.    روابط عمومی قوی

2.2.    آگاهی از علم روانشناسی

2.3.    آگاهی از علم سخنوری و آشنائی فنون مذاکره

2.4.    اطلاعات عمومی قوی

3.       دانش فنی

3.1.    اشراف کامل به بیمه‌نامه‌هایی که عرضه می‌نماید

3.2.    مطالعه مستمر پیرامون مسائل بیمه و بروز بودن دانش بیمه‌ای

4.       نکاتی که می‌بایست در اجرای بازاریابی در نظر گرفت

4.1.    انتقال کامل اطلاعات مربوط به بیمه‌نامه به بیمه‌گذار (نقاط ضعف و قوت، مزایا، محدودیت‌ها و استثنائات)

4.2.    جمع‌آوری اطلاعات و کسب پیش‌شناخت نسبت به بیمه‌گذار پیش از رو در رو قرار گرفتن با وی

4.3.    برقراری ارتباط صحیح با بیمه‌گذار

سپس فرد می‌بایست با در نظر گرفتن و شناسائی بازار هدف، نسبت به تدوین استراتژی و سناریوهای مختلف برای دستیابی به هدف اهتمام ورزیده و سپس با در نظر گرفتن سه اصل اول پشتکار، دوم پشتکار و سوم هم پشتکار، حرکت بسوی هدف تعیین شده را آغاز نماید.

 

کلیدهای طلائی بازاریابی بیمه

بیمه‌گذار حق دارد در خصوص بیمه‌نامه‌ای که می‌خرد اطلاعات کامل کسب نماید، حتی اگر این اطلاعات منجر به نخریدن بیمه‌نامه از جانب وی شود وظیفه بازاریاب این است که نقاط ضعف و قوت، مزایا، محدودیت‌ها و استثنائات بیمه نامه را بطور کامل برای بیمه گذار تشریح نماید.

 سعی کنید بیمه‌نامه‌ای متناسب با نوع فعالیت، ریسک تهدیدکننده اموال و دارائی‌ها، متناسب با بودجه بیمه‌گذار و با بهترین نرخ و شرایط برای وی تهیه کنید. 

به بیمه‌گذارتان اثبات کنید که صرفاً به فروش بیمه‌نامه و منافع مالی حاصله برای خودتان فکر نمی‌کنید بلکه در پی ایجاد رابطه‌ای برد – برد با وی هستید تا وی در سایه خرید این بیمه‌نامه و اطمینان خاطر حاصله، با آسودگی به فعالیت اقتصادی – اجتماعی خود بپردازد. بدین ترتیب بار مالی حاصله از هزینه خسارات احتمالی را از دوش وی برداشته‌ و خود نیز درآمدی کسب خواهید نمود. 

به فروش بیمه به عنوان یک سرمایه‌گذای بلندمدت بنگرید نه یک فروش کوتاه مدت. 

به بیمه‌گذارانتان این اطمینان را بدهید که با خرید بیمه‌نامه و دریافت حق‌بیمه از سوی شما، رابطه‌تان با وی قطع نمی‌شود، بلکه این ارتباط  قوی‌تر شده و شما در هر لحظه آماده ارائه خدمات و اطلاعات و مشاوره بیمه‌ای به وی می‌باشید.

 به بیمه‌گذارتان این اطمینان را بدهید که فروش بیمه‌نامه پایان خدمت به ایشان نیست بلکه آغاز ارائه خدمات شما است.

 در تمام طول سال و به طرق مختلف ارتباطتان را با بیمه گذارتان حفظ کنید. این امر می‌تواند بوسیله فکس، تلفن، ایمیل و به بهانه تبریک اعیاد و مناسبت‌ها و ... تداوم یابد.

 هزینه گرایش بیمه‌گذارتان به سوی رقبا را برای وی افزایش دهید.