سبک زندگی کارآفرینانه



Entrepreneurial Life style


کارآفرینی به عنوان سبک زندگی (1)

سبک زندگی (به انگلیسی: Life Style ‏و به عربی: السنّة)‏ برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود. سبك زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چيزی را در برمی گیرد. شناخت لازم از افراد جامعه را می‌توان از سبک زندگی افراد آن جامعه بدست آورد.
   هر چند که در مباحث مرتبط با کارآفرینی عمدتاً حوزه اقتصادي و کسب وکار مورد نظر می باشد ولی کارآفرینی فقط یک مفهوم اقتصادی نیست و در سایر حوزه های اجتماعی، فرهنگی، هنری و غیر آنها نیز مطرح است و همه فعاليت‌هاي بشري را در بر مي‌گيرد به طوري كه بعضي از صاحب‌نظران، كارآفريني را اصولاً يك سبك و شيوه زندگي مي‌دانند.

به عنوان مثال کارآفرینی فرهنگی با این رویکرد یعنی خلاقیت و نوآوری یا تخریب خلاق در فرهنگ جامعه یا به عبارت دیگر ایجاد چیزی ارزشمند در حوزه فرهنگی. همچنین کارآفرینی اجتماعی یعنی تخریب خلاق در ساز و کارها، قوانین، عرف و عادات و رسوم یا مناسبات و روابط اجتماعی و...

بر این اساس، تعریف کارآفرینی عبارت است از ارزش آفرینی و کارآفرین کسی است که بتواند ارزشی را در جامعه خلق نماید؛ چه ارزش مادی، چه ارزش معنوی، سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی. بنابراین کارآفرینان اجتماعی کسانی هستند که در صدد شناسایی و رفع نیازهای جامعه اند و در این راه از اعتبار اجتماعی خود مایه می گذارند و برای رسیدن به هدف و ماموریت خود دست به ایثار و از خود گذشتگی می زنند، همچنان که کارآفرینان سیاسی در صدد شناسایی نیازها و خلاء های سیاسی جامعه هستند و می کوشند تا موانع سیاسی موجود را جهت رشد و توسعه جامعه و استقرار عدالت و دموکراسی شناسایی و از سر راه بردارند (البته از طریقی نو و کارآفرینانه) و بالاخره کارآفرینان فرهنگی افرادی هستند که ارزش های فرهنگی را در جامعه خلق، کشف و یا احیا می نمایند.

در هر صورت هر یک از کارآفرینان اجتماعی، سیاسی و یا فرهنگی همچون کارآفرینان اقتصادی دائماً در جست و جوی نیازها و فرصت ها هستند تا از طریق خلاقیت، ریسک پذیری و سخت کوشی و پیگیری، ارزشی را در جامعه ایجاد و خلاء یا نقصی را رفع و اصلاح نمایند. بنابراین می توان گفت: کارآفرینی یک شغل نیست که فقط در بعد اقتصادی و آن هم در حوزه کسب و کار مطرح باشد بلکه فراتر از آن یک سبک زندگی یا یک فرهنگ است که همراه کارآفرین است و بر تمام شئونات زندگی او تاثیر می گذارد: از جهان بینی و ایدئولوژی و انتخاب دین وی گرفته تا انتخاب همسر، شغل و حرفه و روش انجام کارها. لذا بنا بر مفهوم زندگی کارآفرینانه، کسی که دارای ویژگی های کارآفرینانه است لزوماً نباید وارد حوزه کسب و کار و بعد اقتصادی کارآفرینی شده باشد. همانطور که افراد زیادی در حوزه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فعالیت می کنند و دارای ویژگی های کارآفرینانه هستند ولی صاحب کسب و کاری نیستند و یا بر عکس افراد زیادی هستند که در موقعیت های کارآفرینانه قرار دارند یعنی صاحب کسب و کاری هستند اما رفتار کارآفرینانه ندارند. لذا یک خانم خانه دار، یک محصل، یک نویسنده، یک خبرنگار، یک استاد دانشگاه، یک سیاستمدار، یک کارخانه دار، یک تاجر یا یک کارگر می تواند رفتار کارآفرینانه داشته باشد. به طور کلی می توان گفت کارآفرینان به سبک خاصی زندگی می کنند، با عینک خاصی به جهان می نگرند و به روش خاصی با مسائل، مشکلات و پدیده ها برخورد می کنند. آنها یک زندگی کارآفرینانه دارند که ممکن است در این زندگی کسب و کار کارآفرینانه ای داشته باشند یا نداشته باشند.

زندگی کارآفرینانه چیست؟

زندگی کارآفرینانه زندگیی است که جستجوگری، تکاپو و تلاش مستمر و بی وقفه برای رسیدن به کمال، اساس آن است. زندگیی که هیچ گاه به وضع موجود اکتفاء نمی شود و در حالی که باید با یک چشم به آینده، بنگری با چشم دیگرت باید به دنبال شکار ایده ها و فرصت های حال باشی. زندگیی که در آن شوق، صراحت، نشاط، صداقت و مثبت اندیشی آذوقه راه و سفر است؛ سفری سخت، خطرناک، مهیج و پایان ناپذیر.

زندگیی که در آن ارزش فرصت ها، بسیار بیشتر از ارزش طلاست. زندگی که در آن امروزت با فردایت یکسان نیست و هر لحظه باید تصمیمی جدی و سرنوشت ساز بگیری. زندگیی که بی توجهی به شرایط محیطی هر لحظه نقاط قوتت را تبدیل به نقاط ضعف می کند. زندگیی که در آن شکست مفهوم دیگری دارد و گاهی باید عمداً راه اشتباه را طی کنی تا به جواب درست برسی.

زندگیی که ارزش ها و قواعد آن را باید همواره زیر ذره بین قرار دهی و از نو ارزیابی و ارزش گذاری کنی. زندگیی که باید تا آنجا احساساتی شوی که منطقت اجازه می دهد. در این زندگی بایدپازلی را حل کنی که تصویر نهایی آن را ندیده ای، با این وجود امیدوار هستی و ندایی از درون، همواره به سمت چشم انداز مطلوب، هدایتت می کند.

 

کارآفرینی به عنوان سبک زندگی (2)

زندگی کارآفرینانه
   افرادی که کارآفرینانه زندگی می کنند، با سبک خاصی به جهان می نگرند و با روش خاصی با مسائل، مشکلات و پدیده ها مواجه می شوند.

در سبک زندگی کارآفرینانه، خواستن چیزی، هنگامی خواستن به حساب می آید که برای آن اقدامی بکنی و توانستن،هنگامی اتفاق می افتد که نمی توانم را فراموش کرده باشی. زندگیی که در آنبه جز اندیشه، هیچ چیز کاملاً در اختیارت نیست. زندگیی که برای بقا، باید حرف نویی برای گفتن داشته باشی و بدون خلاقیت، محکوم به فنا خواهی بود.

زندگیی که در آن عشق رسیدن به مقصد، خواب از چشمانت می گیرد و برای موفقیت حتماً بایداول طعم شکست را بچشی. زندگیی که اگر برای آینده ات برنامه ای نداشته باشیدیگران برایت برنامه ریزی می کنند. زندگیی که برای پول درآوردن، اول بایداز پول چشم پوشی کنی تا بتوانی نانی به کف آری و به غفلت نخوری! زندگی کهدر آن موفقیت، بذر شکست را نمی پاشد، بلکه برعکس شکست ها بذر موفقیت می پاشند. زندگیی که در آن اساساً شکست به معنی واقعه ای است که هنوز فوائد آن تبدیل به سود نشده است و معیارهای موفقیت با معیارهای رایج سنجیده نمی شود.

زندگیی که در آن باید فکر میکنی که چطور فکر کنی و یک سوال خوب و به جابهتر از دهها پاسخ خوب و به جا ارزش دارد و بیشتر از آن که به موضوع فکر کنی، به انتخاب موضوع و تعریف صحیح آن فکر می کنی. زندگیی که برای رسیدن به کمال تا می توانی می کوشی و در این راه، دو صد گفته، چو نیم کردار ارزش ندارد!

زندگیی که که مسائل امروز با راه حل های دیروز حل نمی شود و حتی شرائط آتی را نیز باید مورد توجه قرار دهی.
زندگی کارآفرینانه یعنی زندگیی که در آن دوگانه های کل نگری و جزءنگری؛ محافظه کاری و ریسک پذیری؛ واقعیتها و آرمان ها؛ نظم و تغییر و بسیاری از این قبیل اضداد با هم جمع می شوند و کارآفرین کامل، جامع اضداد نامیده می شود.

در این زندگی خردمند به کسی گفته می شود که قالب های ذهنی خود را به اصرار صحیح نداند. در این زندگی، اشخاصی دارای اعتماد به نفس بالایی محسوب می شوند که بتوانند:

ـ با دیگران کار کنند،

ـ حداقل برخی از کارها را بهتر از دیگران انجام دهند،

ـ خود را با موقعیت های تازه و افراد جدید انطباق دهند،

ـ در کارهایی که ابتدا دشوار به نظر می رسد، مهارت پیدا کنند،

ـ در شرایطی که اطلاعات کافی وجود ندارد تصمیم گیری کنند،

ـ به دیگران کمک کنند و از آنها حمایت نمایند،

ـ اگر فعالیت های گذشته مطابق انتظارشان نبوده آنها را به طور موثری اصلاح کنند.

زندگی کارآفرینانه زندگیی است که کانون توجهافراد، بیشتر به سمت فرصت ها هدایت می شود تا تهدید ها و با مهارت های خاصی تهدیدها به فرصت تبدیل می شوند و افراد به خوبی می دانند که فرصت هادیر به دست می آیند و زود از دست می روند. در این زندگی همه کارها به نحواحسن انجام می شود حتی اگر آن کار، ساختن سنگ لحد باشد!

در این زندگی افراد می دانند کهنمی توانند باد را کنترل کنند اما می توانند بادبادنشان را تنظیم کنند و به خوبی معنی این جمله را درک کرده اند که در بند آنی که درپی آنی! بنابراین در این زندگی گاهی تقلید را بدتر از اشتباه می دانند.

در سبک زندگی کارآفرینانه، انسان برای موفقیت آفریده شده ولی معیار موفقیتبا معیارهای رایج تفاوت دارد و حتی اشتباهات و شکست ها موفقیت هایی برای آموختن محسوب می شوند وموفقیت به عنوان یک سفر تلقی می گردد نه یک مقصد. ۷۵ درصد موفقیت در چنین زندگیی «به موقع حاضر شدن است». در چنین زندگیی انسان تا خود را شکست خورده نپندارد شکست نمی خورد و شکست ها بها و هزینه پیروزی ها محسوب می شوند.

کارآفرینی به عنوان سبک زندگی (3)

در زندگی کارآفرینانه، فقط وقتی جهت و مسیری موجود باشد حرکت نمی کنند بلکه خیلی اوقات حرکت می کنند تا جهت و مسیری را تولید کنند. آنها میگویند: «تو پا به ره نه و هیچ مگوی؛ خود راه بگویدت چون باید رفت!»

در این زندگی، تولید راه های جدید از انتخاب راه های موجود مهمتر است. در زندگی کارآفرینانه هیچ کس به هیچ چیز بسنده نمی کند و کسی را پیدا نمیکنی که بجوید و بالاخره نیابد، اما به یافته ها نیز اکتفاء نمی شود.

در زندگی کارآفرینانه خوش بینی و تفکر مثبت بیشتر از سبک های دیگر زندگی جریان داردو همین امر باعث می شود که هر مشکلی، یک فرصت دیده شود، کارها به تعویقنیافتد، افراد طفره نروند، هیچ کس در جستجوی اشتباهات دیگران نباشد و از شکایت کردن و غرولند و ناله خبری نباشد. در این زندگی کمتر ریشخند کردن،طعنه زدن و تمسخر کردن را می بینید و از بی انصافی، خودخواهی و تنگ نظری دیگران در امانید.

در این زندگی اولین نگاه به موضوعات و پدیده ها به معنی درستترین نگاه و بهترین موضع نیست بلکه «هر نفس نو می شود دنیا و ما!» در این زندگی، تفریح و بازیگوشی فقط اختصاص به بچه ها ندارد و خیال پردازی به معنی وقت تلف کردن یا تنبلی و دیوانگی نیست و همچنان که جدی بودنیک ارزش است، شوخی و تفریح و مزاح هم باارزش است. در زندگی کارآفرینانه هر مشکلی فقط با پول و تفکر علمی حل نمی شود و همچنان کهعقل، منطق، عملگرایی، عدد و رقم و محاسبه خوب است، احساس، هیجان،بصیرت و کشف و شهود هم لازم است. در این زندگی خلاقیت، شرط انسانیت است.

در زندگی کارآفرینانه ریسک معقول و حساب شده جایگاه خاصی دارد وافراد می دانند که بازرگان ترسو از سود بی نصیب است! در این زندگی افراد بیشتر از آنکه به قدرت (کنترلو تسلط بر دیگران) نیاز داشته باشند به  موفقیت نیاز دارند و لذا می کوشند کارهایشان را به بهترین وجه انجام دهند.

زندگی کارآفرینانه، زندگیی استکه افراد به هنگام مواجه شدن با مشکلات، علت آن را ابتدا در خود جستجو می کنند نه در دیگران یا محیط؛ و پیشقدم بودن در امور سخت و پیچیده از ویژگیهای افراد تربیت شده در این زندگی است. این افراد، کسانی هستند که خود انگیخته بار می آیند وانگیزه کار را از خود کار می گیرند نه از محیط و دیگران.

در زندگی کارآفرینانه هر چه سن بیشتر می شود خلاقیت و مهارت های کارآفرینانه افزوده میشود چون با مهارت های فکری که افراد پیدا می کنند قادر می شوند کارها را به نحو بهتری انجام دهند. در این زندگی افراد متوجه می شوند که اگر کارها را با یقین شروع کنند درپایان به شک می رسند اما اگر با شک شروع کنند به یقین خواهند رسید و به خوبی فهمیده اند که شک منزلگاه خوبی نیست ولی سکوی پرش مناسبی است.

 در زندگی کارآفرینانه، یادگیری و حل مسأله، فرآیندی مستمر، دائمی و مادام العمر است. سبک زندگی کارآفرینانه، سبکی است که در آن مرز بین تعطیلات و ایام کاری و شب و روز از بین می رود و کار، تلاش، پایداری و پویایی اساس آن است؛ زندگیی که هر کس پا در آن بگذارد سنگ های زیادی به طرفش پرتاب می شود، سنگ هایی از طرف اقوام و خویشان، مردم کوچه و بازار، همکاران، زیردستان و بالادستان، دوستان و از طرف همه کسانی که کلیشه ایفکر می کنند. اما اگر کسی که با سبک زندگی کارآفرینانه آشنا و آن را پذیرفتهباشد به مرور یاد می گیرد که چطور با این سنگ ها خانه بسازد، خانه ای که وقتیستون های آن زده شد همه مخالفان برای نوشتن نام خود بر سر درآن به صف میشوند!

در زندگی کارآفرینانه افراد منتظر نمی مانند که ایده طلایی به ذهنشان خطور کند و یا جرقه ای سهمگین و پر تلألؤ در ذهنشان زده شود و بعد کار را شروعکنند بلکه کار را با ایده ای نسبتا کوچک که تنها بتواند آنها را در آغازکار از خطر محفوظ دارد شروع می کنند تا بتوانند به تدریج بزرگ و بزرگ تر وکامل و کامل تر نمایند. در این زندگی به لباس های کهنه، وصله نو دوخته نمیشود و فقط یک ابزار ندارند بلکه جعبه ابزارمجهزی در اختیار دارند، که انواع مختلفی از ابزارها در آن وجود دارد. در این زندگی، داشتنتکه ای کوچک از کیکی بزرگ به تکه ای بزرگ از کیکی کوچک ارجحیت می یابد!

در زندگی کارآفرینانه مناسبات و ارتباطات ساده می شود اما نقش افراد پیچیده تر. صراحت به معنی گفتن مطلبی نیست که رئیس، علاقه به شنیدن آندارد، همچنان که شایستگی به معنی اطاعت بی چون و چرا نیست! در زندگی کارآفرینانه علم ناقص خطرناک تر از نادانی است و همه می دانند کهبزرگترین اشتباهات را کسانی مرتکب شده اند، که به اشتباه، خود را داناترین دانسته اندو توجه نداشته اند که علم بشر به طور مستمر در حالتغییر، رشد، اصلاح و تکمیل است و همواره از خدای خود می خواهند که:
قطره دانش که بخشیدی ز پیش
متصل گردان به دریاهای خویش

راه های تقویت اعتمادبه نفس


بیشتر مواقع، ناراحتی ها و کمبودهای ما در بزرگسالی، ریشه در کودکی دارند. این واقعیت غیرقابل انکاری است که همه انسان ها به نوعی آن را تجربه می کنند. برخی از این ناراحتی ها به طور نامحسوس همه زندگی، ذهن و مغز ما را در خود می گیرند و باعث بروز رفتارهایی می شوند که خود نیز نمی پسندیم اما ناگزیر از آنها هستیم.
 اما بدانید که همه انسان ها می توانند به خود کمک کنند تا اعتماد به نفس خود را بیابند و آن را تقویت کنند.

درس یک: ایمان داشته باشید

وقتی هنوز در ذهن خود به مسایل  ناراحت کننده و مشکلات و  مواردی که موجب آزار شما است فکر می کنید، آنها را به سمت خود جذب می کنید. باید در ذهن خود به خوبی ها فکر کنید. آینده بهتر و درست برای خود مجسم کنید. خود را در وضعیتی تصور کنید که دیگر از مشکل کنونی خبری نیست.

ترسیدن از مشکلات بدترین چیز است. با این کار خود را نابود می کنید. اگر تصور کنید بدبخت، بی پول، غمگین، افسرده یا ... هستید، این طور هم خواهد شد. به مسایل خوب فکر کنید. باید ایمان قوی داشته باشید. باید ایمان داشته باشید که دنیایی که خداوند بزرگ برای ما ایجاد کرده است مملو از انرژی های مثبت است. باید این انرژی ها را جذب کنید نه انرژی های منفی را. به روزهای خوب، شغل عالی، همسر وفادار، فرزندان سالم و ... فکر کنید.

با قدرت ایمان، تصویر آینده خود را بر اساس علاقه مندی هایتان در ذهن بسازید تا به آنچه می خواهید برسید. بخش اعظم تلاش انسان ها در مغز آنها است.

درس 2: در حال  زندگی کنید

همیشه مغز انسان به همه جا می رود به غیر از زمانی که در آن حاضر است. به گذشته و آینده فکر می کنید اما قدر لحظه های کنونی خود را نمی دانیم. نگاه به گذشته و نگرانی از آینده نیز بیشتر مواقع ترس و تفکرات منفی در بر دارد و همین مساله باعث می شود تا از اکنون خود نیز بی نصیب بمانیم و همیشه فقط درد و ناراحتی را حس کنیم. در نتیجه، اعتماد به نفس خود را نیز از دست خواهیم داد. زیرا تصور می کنیم درخور و شایسته خوبی ها نیستیم.

درس 3: تلاش کنید

درس های یک و دو تا حدی آسان هستند. اما این تمرین کمی دشوار است. شما باید باور داشته باشید همه اتفاق ها نتیجه مثبت دارند. به همین دلیل، برای آن تلاش کنید.

درس 4: نتیجه نهایی را فراموش کنید

در حال  زندگی کنید و از لحظه های کنونی لذت ببرید. چرا برای آینده ای که نیامده است این همه نگران هستید. چه اهمیتی دارد که در انتها به کجا خواهید رسید. قرار است همیشه خوب و مثبت فکر کنید و انرژی های مثبت را به خود جذب کنید. با ایمان داشتن و سپردن همه چیز به خدا و قدرت نامحدود او می توانید اعتماد به نفس بیشتر داشته باشید و آینده بهتری برای خود رقم بزنید.

منظور این نیست برای آینده و پیشرفت خود برنامه ریزی نکنید. برنامه ریزی با نگرانی بسیار فرق دارد. اتفاقا برای آینده برنامه ریزی کنید و برای تحقق اهداف خود تلاش کنید. اما برای یافتن نتیجه درست، باید منفی بافی، کلی‌نگری، نگرانی و بی اعتمادی را کنار بگذارید.

تشریح عوامل موثر در بهبود فضای کسب و کار صنعت بیمه به روایت «امین»




    بهبود فضای کسب و کار یکی از اهداف دولت یازدهم است. مقوله‌ای که معاونت اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی به عنوان مغز متفکر این وزارت خانه به طور خاص شرایط و ضوابط آن را در دست بررسی‌های دقیق دارد.

به گزارش زیست نیوز به نقل از اخبار بانک اما ابعاد مختلف این رویکرد سبب شد به سراغ عالیترین مقام صنعت بیمه برویم تا شرایط بهبود فضای کسب و کار و نقش بیمه در این مقوله را از زبان ایشان جویا شویم. در طبقه هجدهم ساختمان جدید بیمه مرکزی در خیابان آفریقا مهمان محمد ابراهیم امین، رئیس کل بیمه مرکزی بودیم تا با تجربه چندین ساله وی در این صنعت نقش بیمه را در بهبود فضای کسب و کار جویا شویم. 

چه مشکلاتی در فضای کسب و کار صنعت بیمه وجود دارد و چه راهکارهایی را برای بهبود این فضا پیشنهاد می‌کنید؟
بهبود فضای کسب و کار در صنعت بیمه دو بعد دارد. یکی از این ابعاد قوانین و مقررات و چارچوب‌هایی که بر فعالیت بیمه‌گری حاکم است و دیگری نحوه عملکرد صنعت بیمه در اقتصاد ملی است. بیمه‌گری دارای مقررات، قوانین و ضوابط جهان شمولی است. تجربه جهانی نشان می‌دهد بیمه‌های بازرگانی قادرند بار سنگین وظایف دولت‌ها را در بسیاری از زمینه‌ها بر عهده گیرند و به منظور ایفای وظایف طبیعتا قوانین، مقررات و فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه باید این فعالیت را با همه الزامات به رسمیت بشناسد و اجازه دهد بیمه گران بر اساس اصول بیمه‌گری فعالیت کنند.
نگاه به قوانین و ضوابط از این منظر موجب در آمیختگی بیمه‌های بازرگانی با بیمه‌های تامین اجتماعی و حمایتی در جامعه شده است به طوری که تصور عمومی از بیمه‌های بازرگانی به سمت ویژگی‌های حمایتی سوق پیدا کرده است.
ذکر این نکته ضروری است که بیمه های بازرگانی بنگاه‌های اقتصادی هستند و در صورتی که از این بنگاه‌ها انتظار رویکرد بیمه‌های حمایتی را داشته باشیم، قطعا نمی‌توانند مانند بنگاه‌های بیمه موفق در دنیا عمل کنند. ترکیب پرتفوی صنعت بیمه کشور نشان می‌دهد، حدود ۸۰ درصد این پرتفوی متعلق به بیمه‌های خودرو و درمان است.‌‌ همان طور که می‌دانید در ضوابط و مقرراتی که بر این بیمه‌ها حاکم است رویکرد قانون گذار حمایتی و اجتماعی است در حالی که رویکرد بیمه‌های بازرگانی مبتنی بر تحلیل هزینه و فایده و توجیهات فنی، اقتصادی و مالی است. در این شرکت‌ها چنانچه به بیمه گران اجازه ارزیابی ریسک داده نشود و اصول محاسبات فنی بیمه‌گری بر اساس ریسک رعایت مورد توجه نباشد، طبیعتا نه تنها این بنگاه‌ها رشد نخواهند داشت بلکه ظرفیت‌های مالیشان محدود می‌شود. بدون ظرفیت مالی بیمه‌های بازرگانی نمی‌توانند مسئولیت بسیاری از وظایفی را که دولت‌ها بر عهده دارند و در جوامع دیگر بیمه‌های بازرگانی آن‌ها را پذیرفتند بر عهده گیرند.
بنابراین یکی از مشکلات فضای کسب و کار صنعت بیمه قوانین و مقررات است و به طور خلاصه این قوانین و مقررات الزامات فعالیت بیمه‌های بازرگانی را مد نظر قرار ندارد. 

چالش‌های دیگر این حوزه چیست؟
دومین بحث؛ عملکرد شرکت‌های بیمه است. انتظاراتی که جامعه، مردم و قانون گذاران از بیمه‌های بازرگانی دارند شبیه تجربه جهانی است؛ به عبارت دیگر در همه دنیا هرگاه خسارتی به مال، جان و دارایی و فعالیت و بنگاه‌های اقتصادی وارد می‌شود بیمه‌ها آن خسارت‌ها را پرداخت می‌کنند و وظیفه دولت فقط امداد و نجات است. اما به دلیل مشکلات مقرراتی که عنوان شد شرکت‌های بیمه بازرگانی نتوانستند انباشت سرمایه داشته باشند و بدون انباشت سرمایه هم توسعه بیمه‌های بازرگانی ممکن نیست.
بیمه‌های بازرگانی با اتکا به منابع مالی و انسانی ریسک می‌پذیرند. اگر در این دو نقصانی وجود داشته باشد تبعا فعالیتشان محدود می‌شود. در سال‌های اخیر به دلائل متعدد نیروی انسانی صنعت بیمه متناسب با نیازهای کشور تربیت نشده و آموزش ندیده است. همچنین به لحاظ زیان دهی بیمه‌های بازرگانی انباشت سرمایه انجام نشده و در نتیجه پذیرش افکار عمومی از بیمه‌گری بازرگانی نارسا است.
بحث دیگر تحریم است به دلائل تحریم بیمه‌های بازرگانی از ارتباط، واگذاری و قبولی ریسک با بازارهای بیمه جهانی محروم هستند و این نکته به تضعیف این بخش کمک کرده است. این شرایط سبب نگه داری همه ریسک‌ها در داخل و افزایش آسیب پذیری شرکت‌های بیمه شده است. البته در سال‌های اخیر خسارت سنگین و بزرگ و حوادث فاجعه آمیز نداشتیم. چنانچه چنین حوادثی رخ می‌داد سرمایه بیمه‌های بازرگانی تکافوی جبران خسارت‌ها و غرامت‌ها را نمی‌کرد. پس این محدودیت‌ها باعث شده فضای کسب و کار در صنعت بیمه توسعه و رشدی متناسب با ظرفیت اقتصاد ملی پیدا نکند.
ولی از آن طرف چنانچه محدودیت‌های قانونی و محدودیت منابع انسانی و شرایط تحریم رفع شود، شرکت‌های بیمه ظرفیت‌های بالقوه‌ای دارند که در یک شرایط عادی رشد پیدا خواهند کرد. 

نقش بیمه در بهبود فضای کسب و کار چیست؟
بیمه دو بخش است. بخش اول شامل نهاد نظارتی و حاکمیتی و ضابطه گذار و به طور خلاصه بیمه مرکزی است که با مقررات گذاری بر فعالیت شرکت‌های بیمه نظارت می‌کند. بخش دیگر فعالیت‌های اجرایی است که شامل شرکت‌های بیمه می‌شود. در بخش حاکمیتی و نظارتی؛ بیمه مرکزی برای کمک به بهبود فضای کسب و کار باید قوانین و مقررات را بر اساس اصول بیمه‌ای مشابه همه کشور‌های دنیا اصلاح کند و با بستر سازی بخش اجرایی را برای فعالیت در فضایی مناسب ترغیب کند.
همان طور که در پرسش قبل به عوامل موثر در فضای کسب و کار در صنعت بیمه اشاره شد، تغییرات در این عوامل کمک به توسعه فضای کسب و کار خواهد کرد. بیمه مرکزی موظف است در تعامل با قانون گذاران و سیاست گذاران و تصمیم گیران بتواند امر بیمه‌گری را با همه وجوه تبیین کند و پیگیری تغییر قوانین و مقررات را متناسب با الزامات بیمه‌گری در دستور کار قرار دهد. 

چه دست آوردی را با این تغییرات شاهد خواهیم بود؟
طبیعی است با تغییر متناسب قوانین و مقررات، رقابت پذیری بیشتر و محصولات بهتر و متنوع تری با قیمت و کیفیت مناسب ارائه می‌شود و با ارائه محصولات با این مشخصات از سوی شرکت‌های بیمه تقاضا برای این محصولات گسترش پیدا می‌کند.
این موضوع پیامد‌های دیگری نیز دارد و موجب گسترش بیمه در جامعه خواهد شد و با رشد بیمه شاهد امنیت و آسایش جامعه خواهیم بود چراکه مولود بیمه در جامعه اطمینان است. در این فضا امید به آینده افزایش می‌یابد و طبیعتا بیمه فضای عمومی جامعه را تلطیف خواهد کرد و فعالیت‌های اقتصادی را پشتیبانی می‌کند و موجب رشد و توسعه اقتصاد کشور می‌شود. 

در واقع مهم‌ترین مسئله در بهبود فضای کسب و کار قوانین و مقررات است. بیمه مرکزی در حوزه بیمه این وظایف را برعهده دارد. شرکت‌های بیمه از ارکان مختلفی تشکیل شده‌اند؛ سهامداران، کارکنان، نمایندگان و کارگزاران و.... مجموعه این عوامل در صورتی فعالیت‌های خود را گسترش می‌دهند که این بخش منفعت قابل قبولی را برای هر یک ایجاد کند. 

شرکت‌های بیمه با سودآوری بیشتر قادرند سرمایه و نیروی انسانی بیشتری را جذب کنند. در صورت که قوانین مانعی برای سود آوری باشد شرکت‌های بیمه نیز نمی‌توانند به ذی نفعان خود سود رسانند و زمانی که به ذی نفعان منفعتی نرسانند فعالیت آن‌ها برای مشارکت محدود می‌شود. بنابراین بهبود فضای کسب و کار در بیمه‌های بازرگانی شامل این دو بحثی است که اشاره شد.

کارآفرین کیست؟


 

 

 بطور ساده کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی ای گفته می شود که توانایی تحمل ریسک - اغلب مالی - را دارد و میتواند یک ایده اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. همه ما می توانیم یک کارآفرین باشیم، چه کارمند، چه کشاورز و ... در هر پست و مقامی که باشیم در راه انجام فعالیت های خود می توانیم کارآفرین بوده و ایده های خود برای بهبود انجام کارها را به واقعیت تبدیل کنیم.

 

یک کشاورز می تواند با راه اندازی روشهای جدید کاشت، آبیاری، نگهداری و ... کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالا ببرد. یک کارمند می تواند برای انجام فعالیت های روزانه و البته در چهارچوب اختیارات خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام کارها برای خود و ارباب رجوع سریعتر و با کیفیت بالاتری صورت پذیرد. یک مهندس یا شرکت می تواند با قبول هزینه های تولید آزمایشگاهی، نمونه ای از یک محصول را تولید کرده و در صورت مفید بودن آنرا تولید انبوه نماید و به جامعه خود خدمت کند. یک مربی تیم فوتبال می تواند با اتخاذ روشهای مدیریتی و arrange یک تیم به موفقیت های بسیار دست پیدا کند و ....

 

همانطور که مشاهده می کنید در تمام مثالهایی که آورده شد نوعی ریسک وجود دارد. این ریسک ممکن است باعث از بین رفتن محصول کشاورز شود یا باعث شود تا کارمند توبیخ یا اخراج شود و یا سرمایه گذاری آن مهندس یا شرکت به هدر رود. و دست آخر آنکه آن مربی تیم ممکن است سمت یا اعتبار خود را از دست دهد. بنابراین مشاهده می کنید که بسادگی میتوان این نتیجه را گرفت که "کارآفرینی بدون ریسک امکان پذیر نمی باشد." شاید از همین جمله بتوان فهمید که چرا در کشور ما در میان جوانان کارآفرینی جایگاه والایی ندارد، فعلا" اجازه دهید بحث فنی را ادامه دهیم.

 

کارآفرین چه ویژگیهایی دارد

 

- خود اتکایی از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.

 

- نیاز به انجام دادن و بدست آوردن از دیگر خصوصیات یک کارآفرین می باشد. اینگونه اشخاص بصورت دائم نیاز به آن دارند که محصول یا خدمتی را ایجاد کنند. از ساده ترین نوع آن مثلا" در فعالیت های خانگی گرفته تا پیچیده ترین کارهایی که ممکن است در تولید یک محصول یا خدمت به آن لازم باشد.

 

- استفاده از نهایت بهره وری از دیگر ویژگی های یک کارآفرین هست. یک کارآفرین همواره می خواهد از وقت خود بهترین استفاده را کند.

 

- تحمل ریسک از دیگر ویژگی های اینگونه افراد می باشد. یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند. این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آنها را داراند، باشد.

 

- آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.

 

- نیاز به پیشرفت دائمی از دیگر ویژگیهای این افرا می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند.

 

- کارآفرین توانایی بالایی در کنترل خود دارد. تحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.

 

- آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.

 

- کارآفرین توانایی تشخصی اولویت ها را دارد. خوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.

 

- خوش بینی از ویژگیهای مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آنها معمولا" به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آنکه ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد. حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود میگود "الان که نمی شود آنرا حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم".

 

- شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدفهای خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک - یا همان هزینه - آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام "شجاعت" او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.

 

- کارآفرین معمولا" قدرت تحمل بالایی دارد. این قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقینا" به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا" در یک شرکت دولتی - که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد - مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.

 

- کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارد. دقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد ماند